X
تبلیغات
آخرین فریاد

آخرین فریاد

خدایا ای چشمه امید ای پایگاه آرزوها تنها تو با من باش که من را جز تو آشنایی نیست ای اخرین فریاد رس

تنهایی

نذار باور کنم تنهای تنهام ، نمی خوام با کسی غیر از تو باشم

می خوام از خوابی که لحظه اش یه ساله ، برای دیدن روی تو پا شم

 اگه تو باشی و دنیا نباشه  ، میشه با تو همه دنیا رو حس کرد

 همه دنیا بیان و تو نباشی ، دلم دق میکنه با اینهمه درد

تموم زندگیمو زیرو رو کن ، که بی تو دلخوشیهامم گناهه

خودت باش و من و دیوانگیهام ، فقط با تو دل من روبراهه

بذار باور کنم اینو که با عشق ، حقیقت میشه تو افسانه باشه

میشه افسانه هارو زندگی کرد ، اگه حق با منه دیوانه باشه


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/29 ساعت 11:32 موضوع | لینک ثابت


اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

 

چند وقتي است كه هر شب به تو مي انديشم

 

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور

 

به همان سبز صميمي ، به همان باغ بلور

 

به همان وهم همان سايه همان تصويري

 

كه سراغش ز غزلهاي خودم ميگيري

 

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

 

يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

 

به نفسهاي تو در سايه سنگين سكوت

 

به سخنهاي تو با لهجه شيرين سكوت

 

به تبسم ، به تكلم ، به دلارائي تو

 

به خموشي، به تماشا ، به شكيبائي تو

 

شبحي چند شب است آفت جانم شده است

 

اول اسم كسي ورد زبانم شده است

 

در من انگار كسي در پي انكار من است

 

يك نفر مثل خودم در پي ديدار من است

 

يك نفر ساده چنان ساده كه از سادگيش

 

مي شود يك شبه پي برد به دلدادگي اش

 

آه اي خواب گران سنگ سبكبار شده

 

بر سر روح من افتاده و آوار شده

 

در من انگار كسي در پي انكار من است

 

يك نفر مثل خودم عاشق ديدار من است

 

 يك نفر سبز چنان سبز كه از سر سبزيش

 

مي توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش

 

رعشه اي چند شب است آفت جانم شده است

 

اول اسم كسي ورد زبانم شده است

 

آي ! بي رنگ تر از آئينه يك لحظه بايست

 

راستي اين شبحه هر شبه تصوير تو نيست

 

اگر اين حادثه هر شبه تصوير تو نيست

 

پس چرا رنگ تو و آئينه انقدر يكيست

 

حتم دارم كه توئي آن شبه آئينه پوش

 

عاشقي جرم قشنگيست به انكار مكوش

 

آري آن سايه كه شب آفت جانم شده بود

 

آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود

 

اينك از پشت دل آئينه پيدا شده است

 

و تماشا گه اين خيل تماشا شده است

 

        آن الفباي دبستاني دلخواه توئي

 

          عشق من آن شبه شاد شبانگاه توئي


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/29 ساعت 11:30 موضوع | لینک ثابت


حس

به يك جسم كه وابسته مي شوي؛ مي ترسي....

كه واي اگر بشكند

كه اگر خراب شود

كه اگر روزي دستم نرسد كه داشته باشمش

و اگر...

چه كنم!!!!؟

كه حتما هم روزي مي شكند و گم مي شود يا طوري مي شود كه ديگر دستت نمي رسد كه داشته باشي اش.

 

به يك مكان كه وابسته مي شوي؛ مي ترسي....

كه اگر عوض شود

كه اگر من بروم

كه اگر نتوانم ببينمش

و اگر...

چه كنم!!!!؟

كه حتما هم روزي عوض مي شود و مي روي و طوري مي شود كه نمي تواني ببيني اش.

 

به يك انسان كه وابسته مي شوي؛ مي ترسي....

كه اگر بميرد

كه اگر برود

كه اگر نباشد يا نباشم

و اگر...

چه كنم!!!!؟

كه حتما هم روزي مي ميرد يا مي رود يا طوري مي شود كه نمي تواني باشي يا باشد.

 

و همين طور به هر چيز ديگري كه وابسته شوي مي ترسي كه اگر ....

كه حتما هم يكي از اين اگر ها مي آيد و مي شود!

 

اما اگر به يك احساس وابسته شدي ديگر نه مي رود نه مي روي نه مي شكند نه عوض مي شود نه گم مي شود و نه...

و ديگر نمي ترسي كه تا هميشه هستي و هست و با توست

 حتي اگر زير لب زمزمه كني

نگاه هم اگر كه من ، كنم تو را

             نگاه هاي من حرام مي شوند

                                       كه تو فرشته اي

                                              و ديده ، هم نمي شوي

باز هست و هست و با توست

 

مي ترسم دوباره برگردد و بگويد الكي مي گويي كه اين طوري نيستم و من ندانم چگونه بگويمش و بفهمانمش كه در حس من  و در قلب من و در باور من همان طوري است كه مي گويم


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/23 ساعت 14:12 موضوع | لینک ثابت


منو هرگز نبخش

لحظه سخت رفتنه هیچی تو قلب من نموند

نگاه آخرین تو شعر جنونمو سرود

از التهاب بی کسی پناه آوردم به جنون

زندگی زندونه و بس وقتی نباشه هم زبونه

خواستم فراموشت کنم اما خیالت نمیزاشت

به غیر دیوونه شدن راهی جلو پام نگذاشت

منو هرگز نبخش ای مهربونم

همیشه بد بودم اینو خوب میدونم

ولی با همه بدی بازم دوستت داشتم خیلی خیلی خیلی

بهتره نشناسی منو منی که با تو بد بودم

تنها از عشق و عاشقی شکستنو بلد بودم

لایق بودنت نبود قلب حقیرم میدونم

حقمه تا آخر عمر تنهاي تنها بمونم

منو هرگز نبخش اي مهربونم

هميشه بد بودم اينو خوب ميدونم


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/23 ساعت 9:29 موضوع شعر | لینک ثابت


ترانه سکوت

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو

بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

تو بی وفا بودی ولی اون که برات میمرد منم

تا زنده ام دوستت دارم اینه کلام آخرم

من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بزارم

تو صحنه خاطره ها بگم که دوستت ندارم

دلم میخواد همین یه بار اشکام گول نخوره

باور کنی تو رو میخوام بدون تو نمیتونم

بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات

 دیوونه و فدات بشم بمیرم من واسه چشات

اما هنوز فاصله مون دوره و دست من جداست

ترانه سکوت من تو بغض اخرم رهاست

کاشکی میشد فقط یه بار بیای بگی دوستت دارم

تو چشم من نگاه کنی بگی که عاشقت منم

 


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/18 ساعت 9:41 موضوع شعر | لینک ثابت


اینم یه البوم دیگه برای دانلود

آلبوم بوسه ی پنهونی ( علیرضا روزگار )

آهنگ وای

لحظه ی سخت رفتن

آهنگ بوسه ی پنهونی

آهنگ دل من

آهنگ عروسک

 

آهنگ اشک

آهنگ با تو موندم

آهنگ سادگی

 

کلیپ علیرضا روزگار در مسابقه ی ستاره ی مهاجر ۱۳۸۳

این فایل با نرم افزار real player اجرا می شود

کلیپ علیرضا روزگار

آهنگ هرگز نشد 1383

آهنگ منو ببر

آهنگ روایت درد

آهنگ نبض ترانه


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/06 ساعت 8:51 موضوع | لینک ثابت


دانلود

        marvdasht.tk

 

1- خداحافظ

۲- نمی خوام ببینمت

۳- پشت سرت نگاه نکن

۴- گل احساس

۵- هرگز نشد

۶- دیگه گریه نکن

۷- جنون

۸- وای

 برای دانلود ترانه راست کلیک کرده سپس گزینه سیو تراگد از رو بزنین

 


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/06 ساعت 8:36 موضوع | لینک ثابت


گل آرزو

 

دوباره تو خاطراتم ، رنگ خنده هاتو دیدم

دوباره با شاخه ای گل ، به کنار تو رسیدم

خیلی آهسته و آروم ، هر دو دستم و گرفتی

با یه دنیا مهربونی ، موندی از پیشم نرفتی

گفتم عاشق تو هستم ، از نجابت تو مستم

تا ستاره هست تو دنیا ، پای عشقمون نشستم

دوباره تو لحظه هامون ، به هوای هم رسیدیم

دوباره تو دشت رویا ، گل آرزو رو چیدیم

خیلی عاشقونه گفتی ، دیگه از پیشم نمی ری

هستی و واسه همیشه ، توی عشقمون اسیری

اما مدتی یه تنها ، توی خلوتم نشستم

از مرور خاطراتم ، خیلی خستم خیلی خستم


 

نمي دونم تو خيالت، هنوزم اين منو داري ؟!

يا که پيدا کردي ياري،سر رو شونه هاش مي ذاري ؟!

 

الهي هر جا که هستي ، خنده رو لبت بشينه

قلب پاک و مهربونت رنگ غُصه رو نبينه

 

نازنين اينجا يکي هست که ديونه ي چشاته

نميري از خاطر اون ، اون هميشه چشم براته

 

اگه حرفاشو نگفته ترسش ار زخم زبونه

مي دونه دوسش نداري ، اما منتظر مي مونه

 

آرزوي با تو بودن واسه اون ديگه محاله

لمس دستاي تو حتي مث رويا و خياله

 

مهربون ، اونو ببخشش که نبوده لايق تو

ارزش تو بيش از اينه که بشه اون عاشق تو

                                                               تقدیم به....       


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/06 ساعت 8:25 موضوع شعر | لینک ثابت


وای

منتظر موندم به راهت تا همیشه

چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه

انتظار ت تلخه مثل مردن دل

مثل عشقی خام و باطل

وای اگه فردا بیاد باز تو نیایی

وای میخوام داد بزنم از این جدایی

وای دیگه مردم  چقدر تو بی وفایی

مگه من با تو بد کردم خدایی

هر چی میخوای بگی بگو اما نگو دوستت ندارم

هر کار میخوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم

تو رو خدا مثل غریبه ها دلم رو هی نرنجون

تو رو خدا دشمنامو به روی من اینقدر نخندون

به خدا من میمیرم از این جدایی

به خدا من میمیرم اگه نیایی

اگه فردا بیاد و باز تو نیایی

 

                                                                                                      تقدیم به کوثر جون


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/06 ساعت 8:21 موضوع شعر | لینک ثابت


زندگی

توی زخم غریب زندگی

همه مون در نقش یه بازی گریم

با همیم تو بازیهای روزگار

از درون هم ولی بی خبریم

زندگی تولد یه خاطرست

انگاری شروع یک نمایشه

کاشکی از دنیای این خاطره ها

سهم ما تموم خوبی ها بشه

توی پشت صحنه دنیای ما

خوبی و بدی میمونه یادگار

زندگی برای ما یه خاطرست

 از تمام قصه های روزگار

بهتره به قلبامون دروغ نگیم

زندگی هر طور که باشه میگذره

من و. تو مسافریم تو این روزا

مثه خورشید تو نگاه پنجره

همه مون پشت نقاب صورتا

همیشه از صبح تا شب قایم میشیم

واسه پنهون کردن گریه هامون

روی قلب و روحمون خط میکشیم

اگه باز از روزگار دلت گرفت

لحظه هات ثانیه هات ابری شدن

بیا با من

توی پشت صحنه دنیای ما خوبی و بدی میمونه یادگار


 

نوشته شده توسط محمد ب در 87/02/04 ساعت 11:48 موضوع شعر | لینک ثابت